مقالات منتخب    سوچا
سوچا: پاکسازی

  به قلم استاد مایا ماچوه – مربی رسمی یوگا- یوگاتراپیست

سوچا (Saucha) به معنای پاکسازی و اولین درس از مبحث نیاما یا تعلیم منطق در یوگاست. میان مباحث سوچا در تعلیم منطق و آهیمسا یا کنترل خشم در بخش تعالیم فکری رابطه متقابلی وجود دارد.

زمانی که احساس و هیجان قابل کنترل نبوده و واکنش خشم پدید می آید بر جسم، روان و روح ما آثاری به جا گذاشته می شود، آلودگی این آثار می بایست به طور مداوم پاکسازی شود و این پاکسازی از طریق سوچا صورت می گیرد.
در سوچا پاکسازی هر سه بعد شخصیتی انسان یعنی بعد جسمانی، روانی و روحی یا معنوی او موردنظر است.

سوچای جسمی:
از دیدگاه یوگا جسم انسان اقامتگاه روح اوست و به همین دلیل جایگاهی مقدس به شمار رفته و می باید مدام آن را پاکیزه نگاه داشت.
اگر بدن سالم باشد هم رشد مادی و هم رشد معنوی برای انسان امکان پذیر خواهد بود. پاکسازی جسمانی در یوگا دربرگیرنده اصول بسیار گسترده ای است و عمدتاً بر دستگاه گوارش متمرکز است زیرا تغذیه در رشد جسمانی، حفظ سلامتی، تعادل شیمی بدن و میزان انرژی بدن دارای اهمیت ویژه ای است.

رعایت اصول پاکسازی جسمی باعث ایجاد انرژی فوق العاده در بدن می شود. به علاوه با تنظیم تعادل شیمی بدن، تخلیه مداوم آمادگی بیماریها، پاکسازی سموم ناشی از تغذیه غلط و ایجاد هماهنگی و همسویی میان دستگاههای بدن بستر سلامتی را پدید می آورد.
تمرینات پاکسازی جسمی یا انواع کریا مجموعه ای از ورزشهای خاص جسمانی و اصول تغذیه توام با رعایت شرایط خاص زمانی در انجام تمرینات است.

همان گونه که برای پاکیزگی جسم استحمام مجدد الزامی است برای فراهم کردن دائمی بستر سلامتی و افزایش انرژی نیز می باید این اصول را با رعایت انضباط خاصی به طور مداوم تکرار کرد و تنها یک بار انجام دادن آنها برای تامین هدف پاکسازی جسمانی کافی نیست.

سوچای ذهنی:
گذشته از بعد جسمی، بعد ذهنی انسان نیز نیاز به پاکسازی دارد. اولین دلیل برای این پاکسازی ایجاد ارتباط و همسویی ذهن با بخش معنوی وجود است. جسم انسان نمی تواند روح را لمس کند و حواس پنجگانه او عاجز از دریافت این نیروی غیرمادی است.
اما ذهن انسان پلی است میان جسم و روح او و اگر روان انسان مانند آینه شود توان آن را خواهد داشت تا بازتاب انرژی غیرمادی روح را در خود دریافت کند.

اما در مسیر روان ما مدام موانعی حضور دارد. روان انسان به طور عادی سرشار از خواسته های دنیوی گوناگون است و همه ارکان روان ازجمله فکر، عقل، تصور و تخیل مدام درگیر خواسته ها، نیازها و غرایز مادی ما هستند و در چنین شرایطی جایی برای پرداختن به تفکرات معنوی و بخش غیرمادی وجود باقی نمی ماند.

وقتی می خواهیم روح را در ذهن درک کنیم می بایست ذهن را از هر نوع مانعی که در مسیر شناخت و معرفت قرار گرفته پاکسازی کنیم. اگر ذهن پاکسازی شود می تواند پلی قوی میان جسم و روح باشد و در این صورت بعد مادی و بخش غیرمادی وجودمان راحت تر می توانند با هم در ارتباط قرار گیرند. گذشته از این، پاکسازی ذهنی انرژی روانی فوق العاده ای ایجاد می کند که می توان آن را صرف فعالیتهای ویژه ای چون خلاقیت، پویایی و تمرکز کرد و این انرژی را به بخش معنوی مرتبط ساخت. سومین اثر پاکسازی ذهنی، پاکسازی هیجانات منفی رسوب یافته است.

در روند طبیعی زندگی، انسان گاه دچار هیجانات منفی مانند خشم فروخورده،‌ حسد، حقارت، نفرت و کینه می شود.
اگر این هیجانات در وجود ما رسوب کرده و ماندگار شوند رفته رفته زمینه تخریب سلامت روانی ما را فراهم می آورند و هنگامی که به اوج خود می رسند باعث بروز انواع بیماریهای ذهنی چون افسردگی، اضطراب و وسواس فکر می شوند. پاکسازی ذهنی چنین هیجانات منفی ای را که ممکن است در ما مستقر شوند به جریان می اندازد و زمینه و آمادگی اینگونه تخریب های درونی را از بین می برد.

اما آنچه می باید ذهن را از آن پاکسازی کرد پنج علت رنج روحی است که در خود ذهن حضور دارند. این پنج علت در حقیقت ارکان و اندامهای نهادینه روان ما هستند و عبارتند از جهالت (Avidya)، منیت (Asmita)،‌ وابستگی به لذت (Raga)، نفرت از رنج (Dvesha) و عشق غریزی به زیستن (Abhinvesha). حضور این پنج رکن در روان ما بقای مادی را ممکن می سازد اما اگر استفاده از آنها متعادل نباشد حضورشان در مسیر رشد معنوی مانع ایجاد خواهد کرد. پاکسازی ذهنی سبب می شود این پنج عامل رنج کمرنگ شده و به جای آنکه ارکان روان صرفاً در ماده درگیر شوند به هر دو بخش مادی و معنوی وجود معطوف گردند.

با پاکسازی ذهنی،‌ جهالت به آگاهی و منیت به درک کثرت و هویت تبدیل می شود. از سوی دیگر حقیقت لذت و رنج را درک کرده و می فهمیم رنج برای دریافت موقعیتهای رشد و کسب تجارب کامل و لذت برای کسب انرژی است. عشق غریزی به زیستن مادی نیز در نهایت به عشق به حقیقت و خداوند تبدیل می شود. در کتاب یوگاسوترا برای پاکسازی ذهن از پنج عامل رنج دو تمرین پیشنهاد شده است.

تمرین اول بر شناخت و ایجاد هشیاری نسبت به این پنج عامل و تمرین دوم بر مراقبه استوار است.
هشیاری دائم بر اعمال نقطه مقابل جهالت است و با کمرنگ شدن جهالت که مهمترین عامل رنج روحی است چهار عامل دیگر نیز ضعیف می‌شوند. از سوی دیگر با هشیاری می توانیم درست در زمان تجربه هیجانات تخریب زا مانع انجام عمل ضعیف گردیم. مراقبه نیز در این میان باعث می شود خلاقیتهای وجودی مان را از اعماق به سطح آوریم و در زمان تجربه این هیجانات از خلاقیت خود برای حل و فصل موقعیت کمک گیریم. به این ترتیب تمرینات پاکسازی ذهنی اعمالی هستند که می باید آنها را برای همیشه و به طور عینی در زندگی عادی خود به کار بندیم.

سوچای روحی:
گرچه جسم در اثر تغذیه نامناسب و روان تحت تاثیر افکار منفی و مخرب آلوده می شود اما بخش معنوی یا روح انسان هرگز آلوده نیست.
روح مانند آینه است و هر تصویری را که در آن نقش بندد بازتاب می دهد اما اعمال ضعیف جسمانی و روانی ما مانند گرد و غبار بر این آینه می نشیند و آن را کدر می سازد. هنگامی که آینه روح کدر می شود دیگر نمی تواند حقیقت را بازتاب دهد و به این ترتیب از یک سو ارتباط با انرژی معنویمان را از دست می دهیم و از سوی دیگر رفته رفته از هشیاری وجدان انسانی و لطافت وجودی خود دور می شویم. پاکسازی روحی سبب می شود گرد و خاک اعمالی که بخش معنوی وجودمان را پوشانده اند زدوده شود.

در این صورت می توانیم به بخش معنوی خود مرتبط شده و انرژی روحیمان را درک کنیم و همچنین وجدان انسانی را در خود لطیف و هشیار نگه داریم.
برای پاکسازی روحی می باید در اعمال و نفس بشر پاکسازی صورت گیرد و برای پاکسازی اعمال، حضور آگاهی در اعمال جسمی و ذهنی اهمیت فراوانی دارد.

جسم انسان به طور غیرارادی برای حفظ بقا اعمالی انجام می دهد اما این اعمال می توانند کیفیت ضعیف، خوب یا عالی داشته باشند و در نتیجه بقای ما می تواند توأم با بیماری، سلامتی و یا کارکرد ویژه دستگاههای بدن و وضعیتی فراتر از سلامتی باشد. آنچه این کیفیتهای گوناگون را پدید می آورد تنها آگاهی ما است.
آنجا که با عدم آگاهی زمینه بیماری را در خود پدید می آوریم و یا با بی توجهی به بیماری زمینه فرسودگی بیشتر را فراهم می کنیم با جسم خود عمل ضعیفی انجام می دهیم. روان نیز می تواند با افکار خود ما را به سوی کیفیت بهتر زندگی و یا به سوی کیفیت ضعیف زندگی سوق دهد و در این میان باز آگاهی ما است که انتخاب گر است.

با حضور آگاهی، اعمال ضعیف جسمی و روانی تولید نمی شود و به این ترتیب می توان گفت آگاهی عامل پاکسازی روحی است. در حقیقت به کار نگرفتن آگاهی باعث می شود بر آینه روح غبار بنشیند، استفاده از آگاهی گرد و غبار آینه روح را مدام پاک می کند و استقرار در آگاهی باعث درخشش این آینه می شود. این آگاهی را می توان از طریق عبادت به دست آورد. عبادتی که از روی نفس پرستش انجام می گیرد عملی است که می تواند آینه روح را پاک کند و بخش روحی را همیشه شفاف و درخشان نگاه دارد.

در فرهنگ یوگا چنین عبادتی می باید از روی خلوص و بدون خواسته و تهی از هر گونه احساسات منفی مانند کینه و نفرت انجام شود. به علاوه عبادت می باید به دور از هرگونه ترس و نگرانی، همراه با پذیرش و قدر دانی از درگاه خداوند و توأم با آرامش باشد.



 استفاده از مقالات و دیگر منابع وب سایت در صورت ذکر منبع بلامانع است