مقالات منتخب    موانع راه شناخت از دیدگاه یوگا
موانع راه شناخت از دیدگاه یوگا

  به قلم استاد مایا ماچوه – مربی رسمی یوگا- یوگاتراپیست

انسان از دیرباز در اندیشه شناخت هویت و حقیقت خویش بوده است.
قرنهاست که انسانهای بی شماری در جستجوی پاسخ خود در این زمینه از راههای گوناگون کوشیده اند تا برای سوالات فطری و درونی خود جوابهایی قانع کننده بیابند.

پرسشهایی از این دست که من کیستم؟ از کجا آمده ام؟ برای چه به این عرصه هستی پا نهاده ام و پس از مرگ به کجا می روم؟ در پاسخ به این نیاز فطری هزاران سال است که مذاهب، مکاتب فلسفی و فکری و آیینهای عملی گوناگون شیوه های مختلفی را پیشنهاد کرده اند تا تشنگان حقیقت را به سرچشمه گوارای شناخت هویت رهنمون کنند. یوگا نیز یکی از همین روشها است.

یوگا شیوه ایی بسیار کهن و باستانی است که انسانها را به شناخت هویت خود و یکی شدن با آن فرا می خواند و شیوه عملی سیر و سلوک در این مسیر را به جویندگان راه شناخت معرفی می کند.
بدیهی است برای گام نهادن در هر راه شناخت مبدا، مقصد و مسیر بسیار ضروری است اما اهمیت آگاهی از موانع و مشکلات راه نیز کمتر از این عوامل نیست.
هر عاملی که یوگی را از مسیر شناخت ذات حق مایوس ‌کند، عاملی بازدارنده یا مانعی در راه پیشرفت وی به شمار می رود. این عامل ممکن است در نتیجه انجام دادن تمرینها به شیوه نادرست یا تحمیل تلاشهای بیش از حد توان فرد و بی توجهی به محدودیتهای وی در جسم یا ذهن یوگی راه شناخت پدیدار شود.

حکیم پاتنجلی Patanjaliدانشمند فرزانه و فیلسوف برجسته ای است که بیش از سه هزار سال پیش از میلاد مسیح تعالیم آیین یوگا را برای تشنگان حقیقت گردآوری و تنظیم کرده است.
از دیدگاه پاتنجلی، جوینده راه حقیقت و هر آن‌کس که در صدد شناخت هویت خویش برآید،‌لاجرم در بخشی از مسیر خود با یک یا چند مانع روبه رو می‌شود.

پاتنجلی در بخش اول کتاب معروف یوگا سوترای خود به ۹ مانع اصلی در راه شناخت هویت اشاره کرده است. به عقیده وی شناخت و عبور از این موانع یوگی را در مسیر خود ثابت قدم می‌سازد.

این ۹ مانع عبارتند از:

بیماری (Vyadhi)
جسم انسان ساختاری بسیار پیچیده دارد که دست ِ آفرینش میان اجزای گوناگون آن تعادلی بسیار دقیق ایجاد کرده است و انسان در حالتی از کمال تعادل میان اجزای گوناگون جسم خود به دنیا می آید.
در این جسم مایعات، مواد شیمیایی، هورمونها، عملکردهای عصبی، اجزای بسیار ریز سلولها، جذب مواد لازم و دفع مواد سمی، تنفس و... همگی در حالتی از هماهنگی و تعادل کامل قرار دارند که در مجموع سلامتی نامیده می شود.

از سوی دیگر بر هم خوردن این تعادل طبیعی عامل پیدایش بیماری است. هنگامی که به هر دلیل این هماهنگی طبیعی مختل شود، تمام ساز و کارهای بدن متحد و یکپارچه فعال می شوند و به عضو یا اعضای ضعیف کمک می کنند تا تعادل از دست رفته را باز گردانند. بدیهی است که این کار به صرف انرژی نیاز دارد یعنی فردی که بیمار می شود برای باز یافتن سلامتی خود می بایست نسبت به حالت معمول انرژی بیشتری استفاده کند.

پر واضح است که گام نهادن در مسیر شناخت به انرژی جسمانی و روانی فراوانی نیاز دارد. از همین رو هر عاملی که به اتلاف انرژی در بدن کمک کند، خود به خود مانع راه به شمار خواهد رفت.
اما آیا هر بیماری را می توان مانع راه شناخت دانست؟ مانع بودن بیماری زمانی مطرح می شود که ما تسلیم آن شویم. هنگامی که با بیماری مبارزه می کنیم و سعی داریم با افزایش ذخیره انرژی کلی بدن تعادل طبیعی را باز یابیم، در واقع به رفع این مانع در راه شناخت کمک می کنیم.

در یوگا برای باز یافتن تعادل طبیعی به دنبال بیماری ۵ راه اصلی پیشنهاد شده است:

۱- استفاده از آساناهای مناسب هر بیماری مشخص
۲- اجرای تمرینهای تنفسی برای افزایش جذب انرژی حیاتی
۳- تقویت نیروی ذهنی و کنترل اراده با کمک تمرینهای مدیتیشن با صوت اوم
۴- استفاده از داروهای گیاهی
۵- توجه به تغذیه درست

سنگینی ذهنی (Styana)
پرداختن به زندگی شناختی در کنار زندگی مادی، نیاز به تمرکز فکر و آرامش دارد . هنگامی‌که ذهن یوگی، لبریز از افکار مثبت و سازگار با روح ِمحبت ،همکاری، همدردی و سایر خصال پسندیده است، از آرامش عمیق درونی برخوردار است.
اما در حال سنگینی ذهنی روان او بی‌قرار و پریشان است و عوارضی مانند اضطراب، افسردگی و وسواس فکری را تجربه می‌کند. این ناهنجاریهای ذهنی گاه بر اثر شیوه‌های نادرست زندگی ایجاد می‌شوند و در برخی موارد نیز ناشی ازشرایط سخت زندگی یا دشواریهای راه شناخت هستند.

در چنین مشکلاتی، رهروی راه یوگا می‌بایستی به‌روشهای تعلیم فکری (یاما) و آموختن شیوه‌های درست زندگی که برای حفظ تعادل میان زندگی مادی و معنوی لازم است، بپردازد. همچنین استفاده از تمرینهای مناسب آسانا، پرانایاما و تمرکز فکری نیز پیشنهاد می‌شود.

شک و تردید (Samshaya)
پیدایش شک و تردید در ذهن انسان امری کاملاً طبیعی است و تا زمانی که به چیزی اعتقاد و ایمان کافی نداشته باشیم همواره این امکان وجود دارد که تحت شرایطی نسبت به آن شک کنیم. شک و تردید آرامش انسان را بر هم می زند و انرژی روانی او را به هدر می دهد.
گسترش ذهنیت شک و تردید مانع پیشرفت یوگی در مسیر اهداف او است . راه شناخت به حفظ صفات اخلاقی مانند صداقت، محبت و بخشش نیاز دارد و دوری از حسد، کینه، نفرت و ... را می‌طلبد. اگر یوگی به اهداف خود اعتقاد و ایمان کافی نداشته باشد، مبازره با صفات ضد اخلاقی امکان ‌پذیر نمی‌شود. ایمان پایگاه اعتقاد و زیربنای فکر است . ایمان، یوگی را در مسیر اهداف خود ثابت قدم می‌سازد.

برای بر طرف کردن شک و تردید در موقعیتهای عادی اغلب وسیله ای برای قیاس و معیاری برای مقایسه وجود دارد . برای عبور از این مانع آگاهی از این معیار ها ضروری است . از این روی برای مبارزه با آفت شک و تردید مطالعه کتابهای مرجع و یادگیری اصول اثبات و قیاس لازم است. در مسیر شناخت تجربه آرامش و عشق سندی مهم برای برطرف کردن شک و تردید است.

بی انگیزگی (Pramada)
بی‌انگیز‌گی یا بی‌توجهی مانعی است که به دلیل هیجانات بیش از اندازه در ذهن پر هیاهوی یوگی ایجاد می‌شود . مسیر شناخت برای دستیابی به هدف نهایی به انضباط و استقامتهای خاص فکری و هیجانی نیاز دارد.
اگر رهروی این مسیر هدف خود را تحت تاثیر تلقینات دیگران یا در اثر احساسات بی‌پایه درون خود انتخاب کرده باشد، به مرور زمان پس از خاموشی هیجان در اثر رویارویی با سختیهای راه برای ادامه آن سست و بی‌انگیزه می‌شود. انگیزه نیروی محرکه لازم برای ادامه هر مسیر به شمار می رود .

برای حفظ انگیزه کافی یوگی می‌بایست در آغاز هدف غایی خود را به خوبی بشناسد و آن را برای خود واقع بینانه تعریف کند و از منافع و مضرات طی مسیر نیز به خوبی آگاه باشد . وی بایستی راهی را پیش بگیرد که در آن هدف تعریف شده و قابل دستیابی باشد.
هر چند ممکن است یوگی در راه به کندی پیش رود اما در مسیر هدف خود ثابت قدم باقی می‌ماند. مطالعه، مشورت و کسب راهنمایی از کسانی که در مسیر خود موفق هستند برای حفظ انگیزه بسیار موثر است.

تنبلی (Alasya)
در نهاد تمام انسانها نفس راحت طلبی و تن پروری به طور طبیعی وجود دارد. این نفس ناشی از سنگین تر بودن انرژی جسم در مقایسه با انرژیهای ذهنی و روحی انسان است.
بدن مادی ما از لحاظ ساختار انرژی سنگین است و به همین دلیل جسم انسان به طور طبیعی از تن پروری و استراحت لذت می برد. اما مسیر شناخت نیاز به سخت‌کوشی و تلاشهای مداوم دارد، بدین دلیل سستی و تنبلی به عنوان مانعی بزرگ در راه شناخته می‌شود.

انسان تنبل فقط در ذهن خود، اهداف بزرگی را دنبال می‌کند اما توان پیگیری این اهداف را ندارد. چنین انسانی تنها می‌تواند در باره اهداف خود حرف بزند اما قدرت عمل ندارد .
بهترین راه برای غلبه بر تنبلی تقویت اراده با کمک تمرینهای ریاضتی است. این تمرینها جسم یوگی را چابک، سبک و انعطاف‌پذیر می‌سازد و موجب گردش مناسب انرژی در بدن وی می‌شود . باید به تدریج طی برنامه های کوتاه مدت و مقطعی به گونه ای بسیار هوشمندانه با طبیعت تن پرور جسم خود مقابله کنیم تا در راه شناخت، مانع پیشرفت ما نشود.

اشتیاق به نفسانیات (Avirati)
مجموعه نیروی محرک غریزه "نفس" نامیده می‌شود. نفس انسان به سوی آنچه که برایش لذت بخش ‌باشد، میل پیدا می‌کند . تمایلات نفس بسیار گسترده اند و پایانی ندارند . تسلیم شدن در برابر نفس یا پرداختن بیش از اندازه به نفسانیات، یوگی را لذت طلب، شهوت پرست، جاه طلب و خودخواه می‌کند.

بنا بر این اشتیاق به "نفسانیات" مانع از ترقی و تکامل یوگی در مسیر شناخت خواهد شد. برای عبور از این مانع یوگی نیاز به "تربیت نفس" دارد. وی می بایست خواهشهای نفسانی را مهار و خصایل ناپسند خود را به صفات پسندیده تبدیل کند . ریاضت نفس و تقویت نیروی عقل تمایلات نفس را به عنوان وسیله ای در خدمت یوگی قرار می‌دهد .

توهم یا اشتباه ادراکی (Bharanti darshana)
توهم یعنی اشتباه یا خطای ادراکی به عنوان یکی از موانع بزرگ و مهم در مسیر شناخت شناخته شده است که می‌بایست موکداً از آن جلوگیری کرد . پیدایش این مانع در سه حالت امکان‌پذیر است :

۱) درک اشتباه مفاهیم شناختی .
۲) خود بزرگ ‌بینی .
۳) تجارب استثنایی ذهنی مانند دیدن تصاویر و یا شنیدن صداهای مرموز .

هدف یوگی درمسیر شناخت ذات حق تجربه حقیقت در سکوت مطلق و رسیدن به ذهن کاملاً خالی مانند آیینه است تا نور حق به طور کامل در آن تجلی پیدا کند .
هر گونه تجربه در این مسیر حتی اگر واقعی هم باشد، در صورتی که انسان را درگیر خود کند، مانع راه به‌شمار می‌آید .به همین دلیل می بایست تمام تجارب فرعی را رها کرد .برای عبور از این مانع، یوگی به راهنما شناخت نیاز دارد تا درک اشتباه یوگی را در هرزمینه به او گوشزد کند و راه چیره شدن بر آن را به وی بیاموزد .

ناتوانی در پیشرفت و کسب مراحل بالاتر (Alabdha bhumi katma)
گاه رهروی یوگا در بخشی از مسیر شناخت احساس ناتوانایی می‌کند‌و تلاشهای خود را بی‌حاصل و راه پیشرفت را بر خود بسته می بیند. او تا جایی‌که انرژی دارد پیش می‌رود اما زمانی که تمام انرژی موجود مصرف شد، یوگی دیگر برای ادامه مسیر رمقی در خود نمی‌بیند و متوقف می‌شود. این مانع از محدودیتهای توان هر فرد یا خستگی روانی وی ناشی می‌شود . برای عبور از این مانع یوگی می‌بایست با تغییر دادن شیوه‌ی سلوک خود زیر نظر هادی راه مسیر را ادامه دهد تا انرژی تازه‌ای کسب کند .

بی ثباتی (Anava sthitatvani)
انسان موجودی است با ابعاد گوناگون مادی و معنوی. از جنبه مادی وی همواره به سوی مادیات کشش دارد و از بعد معنوی نیز به اصل و حقیقت خود متمایل است. این کشمکش ذهنی میان ماده و معنی پیوسته ادامه دارد و هنگامی که انسانی در راه شناخت حق گام می نهد چند برابر خواهد شد.

از این رو گاهی فرد در راه معنویت گام می نهد و گاه راه شناخت را به کلی رها می کند و به طور مطلق به مادیات می پردازد. این ناپایداری در راه شناخت مانع ادامه مسیر خواهد شد. برای عبور از این مانع می بایست در زندگی برای اهداف خود ارزش ایجاد کنیم. داشتن ارزش در زندگی مانع بی ثباتی را کنار خواهد زد. اگر برای هدف خود ارزش قایل شویم و تمام تواناییهای جسمی و روانی و روحی خود را در راه رسیدن به هدف به کار گیریم، می توانیم با بی ثباتی در مسیر شناخت مبارزه کنیم.

در پایان شایان ذکر است که هر مسیر شناخت که جان را به ‌حرکت درآورد در نهایت روان آدمی را به سوی کمال ترقی سوق می دهد و یوگی راه شناخت می بایست با صبر و امیدواری و پیوسته و بی وقفه این مسیر را بپیماید.


 استفاده از مقالات و دیگر منابع وب سایت در صورت ذکر منبع بلامانع است